Storyline
جزیره امروم بهار سال ۱۹۴۵ در روزهای پایانی جنگ ناهموار پر از چالش برای دختر دوازده ساله به نام نانیگ که برای صید فُکها شبنامهای میبرد، شبها ماهیگیری میکند و در مزرعه کنار خانه کار میکند تا به مادرش در تغذیه خانواده کمک کند با وجود سختیها زندگی در این جزیره زیبا اما پر از باد گویی بهشت است اما با رسیدن صلح نقابی عمیقتر آشکار میشود دشمن بسیار نزدیکتر از آنچه تصور میکردند