دختران پرچمدار Mine Tossed
پول هنریکسن یک صندوقدار بانک است، مردی در اوج جوانی با علاقهای به مطالعه ناپلئون. او با خوشبختی به همسر دوستداشتنیاش، خانم-Gerda، زن خوبی که مادر فداکار سه فرزندشان است، ازدواج کرده است. او از مدتها پیش فهمیده است که مردان همیشه بچههای بزرگی باقی میمانند، بنابراین او نیز مادری برای شوهرش است. فرزندشان ویلیام در کار اداری «یه چیزی» است که او را بسیار خسته و بیذوق میکند. در عوض، او به شدت به جاز روی آورده است و با اشتیاق سرشار آرزوی این را دارد که بزرگترین موسیقیدان جاز در تمام دورانها شود. ویلیام همچنین دوستی دارد به نام نینا که به جاز علاقهمند است و در هر ساعتی از روز و شب به دیدن او میرود، که والدینش را شدیداً نگران میکند. تعارضی وجود دارد که پائول را مجبور میکند فرزندش را از خانه بیرون کند. این کار والدین را ناراحت میکند و به علاوه، آنها باور پیدا کردهاند که ویلیام باید با نینا فرزندی داشته باشد.