خط داستانی
دوازده ساله مارتین قدش برای سنش خیلی کم است خیلی لاغر و خیلی ساکت است و مادرش همچنان به او یادآوری می کند او و کلاه آبی با او یکی هستند یا بهتر است بگوییم کلاه که بر سر است مارتین و والدینش به شهر آرام بن بالک نقل مکان کرده اند خانه ای جدید مدرسه ای جدید اما دوستان جدیدی نه در روز اول هم مشکلاتی وجود دارد