خط داستانی
مردی که ناچار است قدرت را به دوش بکشد و از انسانیت محروم میشود. زنی نسبت به شادی تردید دارد. هانگوِ و روریو میدوریکاوا دو شورشی از سازمان در حالی که با قاتلان مبارزه میکنند فرار میکنند. عدالت چیست؟ شر چیست؟ آیا این خشونت پایان مییابد؟ با وجود قدرت، هونگو سعی میکند انسان بماند. همراه با آزادی، روریکو دل را به دست آورده است. آنها چه مسیری را انتخاب خواهند کرد؟