خط داستانی
اونر که از بدو تولد ناشنوا است به عنوان کتابدار کار می کند پدرش او و مادرش را زمانی که او هفت ساله بود رها کرده و او همیشه خود را مسبب این کار می دانسته است اگرچه می تواند صحبت کند تصمیم گرفته سکوت را برگزینی به خاطر نگاه های دلسرد اطرافیان در جشن نامزدی دوستش ودات با زینب ملاقات می کند که بعدها از ناتوانی شنوایی اونر باخبر می شود اما این موضوع او را آزار نمی دهد او با فشار پدر مستبد خانه را ترک می کند و در مرکز تماس کار پیدا می کند زینب که باید تمام روز با افرادی که نمی شناسد صحبت کند با اونر که به طور کامل بدون صحبت با او ارتباط برقرار می کند آرامش می یابد