خط داستانی
هشتادهای قرن بیستم. کشور درگیر مبارزه برای perestroika و glasnost است، در افغانستان — اوج جنگ، جایی که صدها جوان شانزدهساله میمیرند. همسالان دنيس، کمتر تأثیر میپذیرند از مشکلات اجتماعی کشور پرتلاطم. دانشجوی تازهوارد به مؤسسه سینما — در حالت شعف و نوشیدن شراب... یک شب با زن غریبهای عجیب مواجه میشود و به او عاشق میشود تا بیهوش شود ... به زودی دانس learns که معشوقه ازدواج کرده و از او بزرگتر است. الیزاواتا تِنِتسکایا — کارگردان مشهور، تقریباً افسانه، با استعداد و جسور با قدرت فرمانروایی. بر شوق دنيس پاسخ میدهد با سردی بیرحمانه...