خط داستانی
یک درگیری تلخ بین چریکها و ارتش در مناطق کردی ترکیه بیش از 30 سال ادامه داشته است. مناطق وسیعی اکنون به مناطق جنگی تبدیل شدهاند. بیشماری از جوانان جان خود را در این درگیری از دست دادهاند. این کشور کوهستانی خطرناک اما فوقالعاده زیبا، محل زندگی جین 17 ساله است. اما او دیگر در امان نیست زیرا به طور مخفیانه از گروهی از شورشیان که با آنها میجنگید، فرار کرده است. اکنون او به تنهایی در مناظر زیبا سرگردان است و بین دو جبهه گیر افتاده است. ناگهان صدای تیراندازی و انفجارها هوای بالای مناظر طبیعی دست نخورده را میشکافد. حمله از همه طرف تهدید میشود. جین که desperate برای یافتن صلح است، تصمیم میگیرد به قسمت دیگری از کشور فرار کند - یک برنامه غیرممکن، زیرا ارتش در همه جا حضور دارد و موانع جادهای در همه جا وجود دارد. به عنوان یک کرد بدون مدارک شناسایی، او در هر گوشهای خطر بازداشت را به جان میخرد. علاوه بر این، به عنوان یک زن بدون خانوادهای که او را محافظت کند، بسیاری از مردان او را به عنوان طعمه میبینند. اما شجاعت او شکستناپذیر است.