کوه آفتاب را دگرگون میکند
Batan Güneş
فیلم مبارزه دو عاشق جوان را روایت میکند که میخواهند دوباره با هم پیوند یابند. پدر نازلی برای عروس برای دخترش مهر میطلبد. فردی هزینه ازدواجی که برای برادرش کیمال صرف کرده بود صرف عمل جراحی کرده است. برای پسانداز دوباره، به آلمان سفر میکند تا کار پیدا کند. نازلی با فردی فرزندی را باردار است. ساجد، پسر صاحب روستا، نگاهش را به نازلی دوخته است. برای به دست آوردن نازلی، ساحت خبر میدهد که فرزند از کیمال است. نازلی، کیمال و مادرش توسط روستاییان وادار به تبعید میشوند. گویی این زخمها کافی نیستند، خبر درگذشت فردی به دست میرسد. آشتی این دو عاشق اکنون معجزهای است.