خط داستانی
برخلاف خواستههای والدینش (که در میانه یک طلاق پرتنش هستند)، یک پسر جوان خاکسترهای پدربزرگ مرحومش را میدزدد و با سگش به دل طبیعت میزند. این پسر مصمم است تا آخرین خواستههای پدربزرگ محبوبش را برآورده کند و خاکسترهای او را بر فراز یک کوه دورافتاده بپاشد. در طول این سفر پرخطر، پسر و سگش با روح پدربزرگش همراه میشوند که به آنها در سفر کمک میکند، خانواده را دوباره به هم میآورد و به پسر یک آخرین فرصت برای خداحافظی میدهد.