بانا گیت دِ
Bana Git De
علی که گیتاریست است، درباره زندگی خودش دغدغههایی دارد و تصمیم میگیرد سفری جادهای از استانبول تا شرق آناتولی را آغاز کند. در حال رانندگی، یک همسفر ناشناس را سوار کرد که نامش لیال بود.