آنها از مرکز جهان میآیند
They Come from the Center of the World
من با هیولایی که در پایین دریاچه زندگی میکند رویا میبافم. فقط تعدادی انسان آن را دیدهاند. هوای اطراف وقتی نزدیک میشود سرد میشود زیرا قلبش خیلی سرد است. میگویند نباید به چشمهایش نگاه کرد، زیرا قلبت هم فریز میشود. تنها یک زن چشم در چشمِ این هیولا نگاه کرده است، اما قلبش سالهاست که سرد است.